برای تو ای پسرم (از طرف مادرگلم)
برای تو که به زندگیم معنای دیگری بخشیدی برای تو که هر صبحم با فکر تو آغاز می شه و هر شبم برای تو تموم میشه برای تو که از الان هم دم و هم صحبت من و بابا کمال شدی و با پنگولات جواب مارو میدی وقتی به یاد میارم که با خبر شکوفه زدنت در وجودم چقدر شوکه شده بودم و خوشحال خدا رو شکر می کنم که یه فرشته کوچولو در وجودم رشد می کنه ! خدایا شکرت , از اینکه منو لایق دونستی الان که دارم این نامه رو برات می نویسم اشک شوق از از چشمانم سرازیر شده پسر عزیزم بابای دوست داره اسمت رو کیان بزاره و من هم به نظر بابا احترام می زارم چون دوست داشتم اسمت یه اسم ایرانی باشه ...
نویسنده :
بابا کمال و مامان آتنا
13:03




